۱۳۹۲ اردیبهشت ۷, شنبه

از یه جایی به بعد دیگه نمی شه به تغییر آدما فک کرد. فقط باید درباره انتخاب کردنشون فک کرد. هم فرسودگی کمتری داره، هم مقرون به صرفه تره.. یعد از چند وقت که این روش رو امتحان کردی به خودت می گی چرا از اول این کار رو نکرده بودم

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

روزگار ما در تاریخ

یه زمانی هم می رسه که بچه ها و نوه ها و نتیجه ها و حتی شاید تاریخ، با مرور پروفایل های ما در شبکه های اجتماعی پی به روابط ما و نحوه اون می برن و می فهمن که اون زمان دنیا چه جوری بوده مردم با هم چه جوری بودن و هزار جور تحلیل از توش در میارن
فقط حیف که اون موقع ما دیگه نیستیم.
پی نوشت: می خوام برم از فیس بوک و پلاسم یه بک آپ بگیرم.

۱۳۹۱ آذر ۱۷, جمعه

یه مشت بی شعور

همیشه فکر می کنم جامعه ایی که توش هستیم مثه آش اشک خاله ست اگه حالم (مون) بهم می خوره وقتی میایم توی شبکه های اجتماعی یا اجتماعمون، راهش این نیست که فرار کنیم یا هی خودمون رو تو اجتماعات کوچیکتر دوست داشتنی اطراف خودمون محبوس کنیم و و بگیم ما فلانیم. باید وایساد و اینقدر از چیزایی که فکر می کنیم درسته بگیم تا یواش یواش اینجا هم تغییر کنه(حتی اگر اولش فحش بخوری). حتی اگر شده مثله فوکو رفت کنار خیا
بون و به مردم چیزای درست رو گفت(روشنفکر واقعی اینه نه جوجه فوکلی بی سوادی مثه تو).نه اینکه هر روز ژست بگیری و پز بدی و بگی من رو عن فلانی دارم اسکی می کنم.(از حقارت این آدما خنده م می گیره) این کار آدمای ضعیفه بی عرضه تازه به دوران رسیده ست. کار کسایی که فقط اول و آخر و کتاب و می خونن و برای خاله و دایی و چار تا بی زبون دیگه افه میان، بدون اینکه ذره ایی ازش فهمیده باشن چون خودشون هم از همونایین که دارن بهشون فحش می دن.
کمتر جلوی آیینه وایسا و قربون صدقه خودت برو تا بفهمی تو هم هیچ عنی نیستی

۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

حاشیه باران

یکشنبه باران زده و با طروات بندرعباس که از فرط زیبایی طبع شعر خیلی ها را  به کار انداخته بود ( اگر نگوییم شاعرشان کرده بود) خالی از حادثه بارانی هم نبود.
گویا با اصابت صاعقه به ترانس برق حوالی یک مدرسه کابل متصل به آن جدا شده و با افتادن بر روی زمین خیس خیابان یا پرت شدن مستقیم بر روی بچه ها چهار تن از آنها را دچار سوختگی شدید کرده.
نکته قابل توجه ضعف در سیستم رله برق که وظیفه قطع برق در کسری از هزارم ثانیه در اینگونه موارد را دارد بود که می توانست به راحتی از بروز چنین مشکلی جلوگیری کند. اما.....
اما متاسفانه قطع برق با تاخیر یک یا دو دقیقه ایی انجام شد.

پی نوشت: فکر نمی کنم نیاز به توضیح اضافه باشه.. بقیه نوشته رو حتما خودتون دارین تو ذهنتون می نویسین

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

فاجعه ایی دیگر در خلیج فارس

گویی باید عادت کنیم به حوادث پیاپی خلیجی که نام پارس را یدک می کشد. از نامش گرفته تا اعماق قلبش و تا ویرانی زیستگاه چند میلیون ساله جاندارانی که صدها سال ستون اصلی تغذیه در این منطقه بوده اند.
یکبار دیگر بیائید نعمات این دریا را که همچون امانتی در دستان ماست بشماریم و ارزش گذاری کنیم. حیرت انگیز نیست این همه زیبایی و برکت؟ کمتر دریایی در جهان از این همه موقعیت عالی یکجا برخوردار است.
وقتی به آثاری که ما در جواب برکات این دریای مهربان برای او به ارمغان آورده ایم نگاه می کنم چیزی جزء ناسپاسی به چشمم نمی خورد.
دیشب برای ورزش به ساحل پارک غدیر رفته بودم که از دور چشمم به نقاط سفید رنگی که در ساحل می درخشیدند خورد. این نقاط آنقدر گستره وسیعی از ساحل را احاطه کرده بودند که انتظار هر چیزی را می شد داشت جزء انبوه بچه ماهی ها

بسیاری از مردم با تعجب خیره مانده بودند و عده ایی نیز نشسته بر جنازه صدها بچه ماهی مشغول گرفتن عکس پرتره
 شاید روزی دریا از ما بپرسد مگر من با شما چه کردم که اینچنین مستحق بی مهری شدم؟
و شاید آن روز هم باز دهان دره کنیم و جوابی قاطع به او بدهیم!!!!
متاسفانه این تصاویر گویای تمام فاجعه نیست و این تنها بخشی از صحنه دلخراش است.
برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید.

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

كارگاه چيدمان و فضاي ذهني در فرهنگسراي طوبي، بندرعباس

هنر چیدمان، این دو لغت و یک تاریخ تنها چیزی بود که روی بیلبورد تبلیغاتی دیده می شد.
نظرم را جلب کرد. خودم را در موعد مقرر به مکان سخنرانی رساندم. اما در حین سخنرانی متوجه شدم که بر خلاف نام کوتاهش، تعریفش در یک جمله یا پاراگراف و یا حتی یک جزوه هم جای نمی گیرد. گستره وسیعی تز هنرها و خلاقیتها، از آن دسته هنرها که ما ایرانیها از جله خود من خیلی با آن بیگانه ایم.
روز بعد از سخنرانی قرار بر این شد که ذهن شخصیتی(مارمالادوف) که در فصل دوم کتاب جنایت و مکافات ظاهر می شود و تقریبا در همان فصل هم به پایان می رسد را در فضای گالری پیاده کنیم.
حدود بیست نفر در این فعالیت گروهی جذاب همکاری کردند و کلی خندیدند و کلی دوست تازه پیدا هم کردند.
برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید
یک وسیله ابتکاری برای چسب کاری از راه دور
یک دوست و همسایه قدیمی که بعد از حدود 14 سال اینجا پیداش کردم
وب سایت گروه

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

عدالت

می خواهم رک باشم.
زمان هایی در زندگی هست که به خودت می گویی حقت بود.
 با تمام وجود لمس می کنی تیغ عدالت هستی را
اما در عوضش چه دل گرم می شوی از ذات دادگر هستی... حتی اگر محکوم خودت باشی
گاهی اینطور به قضایا نگاه می کنم. چون دلگرمی با خود امید می آورد و امید هم ادامه راه را ممکن می سازد
(اشتباه نکنید این موضوع زمینه های مازوخیستی ندارد)


۱۳۸۹ مرداد ۲۸, پنجشنبه

دلتنگی

دوباره یادم مادربزرگ عزیزم افتادم. با آنکه تقریبا 3 سال از فوت او می گذرد، اما هنوز هضمش برایم راحت نیست. این را فقط نوشتم که شاید کمی سبکتر شوم. (اما نشدم)
..................................................
راستی، نیم چه معلم شدم. کاری که تقریبا به آن علاقه داشتم. حتما از خاطراتم برایتان خواهم نوشت.( این خط را هم نوشتم برای اینکه دلتنگ وبلاگ نویسی شده بودم. اما ما تحتمان اجازه بیشتر نوشتن را نمی داد انگار)

۱۳۸۹ خرداد ۲۴, دوشنبه

هیپ هیپ.. هورا

جام جهانی امسال را بیشتر دوست داشتم. صحبت از فن آوریهای نو نبود. حرفی از قیمت پیچیده ترین سبک های فیلم برداری نبود.
لغت "آپارتاید" و موزهایش بود که تکرار می شد. "ماندلا" این عاشق استوار بود که مرتبا در اخبار دیده می شد.
صحبت از توسعه و زیر ساختهایش بود.نه تنها توسعه یک کشور بلکه شتاب دادن به توسعه یکی از فلاکت زده ترین مناطق جهان حتی !!!!
و در کنار تمام اینها موسیقی دلنواز آفریقایی که گویی از دل جنگلهای انبوه بر خواسته است.



۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه

زمان

زمان، زمان، زمان
زمان، این روزها شده است دشمن من. زمانی که می آید و زمانی که باز نمی گردد. زمانی که همین الان از دست رفت.
"تیک تیک" ساعت روحم را خراش می دهد
چرا بشر به جای آروزی پرواز، آرزوی  ماشین زمان نکرد؟ حالا که قرار بود آرزویی محقق شود چرا ماشین زمان نباشد؟
 در خط "زمان = خطا به توان دو" با سرعت در حال حرکتیم و هیچ راه برگشتی هم نیست. می خواهید باور کنید یا نکنید. این شده یاس فلسفی من، اینروزها